|
آرزو حيدري
تولد و ظهور سينما به عنوان هنر هفتم در هزاره سوم، با ساخت فيلمكوتاه برادران لومير به نام «كارگران در حال ترك كارخانه لومير (1895)» آغاز شد. در آن زمان مقولهاي مجزا به نام فيلمكوتاه وجود خارجي نداشت و قصد و نيت برادران لومير نيز ساخت فيلمكوتاه به معناي واقعي كلمه نبود (علت ساخت فيلم با زمان اندك، ضعف تكنيكي و عوامل متعدد ديگري است كه از حوصله بحث خارج است). در ابتداي راه سينما، فيلمهاي ساخته شده اغلب تصاويري از وقايع روزمره در چند دقيقه بودند تا اينكه در سالهاي 1905 فيلمها به زمانهايي چون 14 تا 16 دقيقه رسيدند و حتي تا سال 1915 فيلمهاي يك حلقهاي وجود داشتند.
اما با گذشت زمان و پيشرفت تكنولوژيك و تئوري هنري سينما در جهان و ساخت آثار بلند و اضافه شدن صدا و رنگ به تصاوير و توليد فيلمهاي داستاني با زمان بيشتر، دورهاي تازهاي از نمايش فيلمكوتاه آغاز شد.
فيلمهاي كوتاه معمولاً با رويكرد خبري و تبليغي، به عنوان بخشي از يك برنامة نمايش فيلم در سالنهاي سينمايي، معمولاً قبل از نمايش فيلم بلند اصلي، نمايش داده ميشدند. فيلمهاي كوتاه به خصوص در اروپا، همراه پيشنمايشها و كارتونها، به نحو گستردهاي، به عنوان فيلمهاي پركننده در يك برنامه نمايش فيلم كه به طور سنتي دو ساعت بود، مورد استفاده قرار ميگرفتند.
اين در حالي بود كه فيلم اصلي معمولاً به طور استاندارد در حدود 90 دقيقه طول ميكشيد و سي دقيقه باقيمانده با فيلمهاي كوتاه پر ميشد. بعد از سال 1960 نمايش فيلمكوتاه در تالارهاي اصلي سينما رو به كاهش گذاشت، كه از دلايل اين امر نيز تغيير زماني برنامههاي نمايش فيلم و نيز بالا رفتن بهاي اجارهاي فيلمهاي كوتاه بود. (البته هنوز نيز در برخي كشورهاي جهان، فيلمهاي كوتاه قبل از فيلمهاي بلند نمايش داده ميشوند).
به عقيده كارشناسان حوزه سينما، رنسانس فيلمكوتاه به عنوان يك مقوله فيلمسازي، جدا و مجزا از سينماي حرفهاي و بلند، از دهه 80 ميلادي به بعد رخ داده و در اين زمان، فيلمسازان كوتاه به صورت جدي به بيان دغدغههاي ذهني و فكري خود در غالب آثار سينمايي كوتاه روي آوردند.
اما امروز در آغاز هزاره سوم، جايگاه سينماي كوتاه و تجربي در ميان اصحاب سينما و مخاطبان هنر هفتم در سطح بينالمللي از اهميت ويژهاي برخوردار شده است و به مقوله فيلمسازي كوتاه به صورت كاملاً حرفهاي نگريسته ميشود.
كارشناسان، فيلمكوتاه را از اركان اساسي هنر – صنعت مديوم سينما در جهان عنوان كرده و سينماي كوتاه حرفهاي را داراي هويت و كاركرد مستقل از سينماي بلند و گيشه ميدانند. سينمايي كه ساختار آن با وجود فيلمنامه و عوامل حرفهاي هر چند اندك، از سينماي قصهگو و بلند كاملاً متمايز است و داراي جشنوارهها، فستيوالها و رويدادها و مجامع خاص حرفهاي خود در سينماي جهان است.
(جستجو كردن واژههايي چون فيلمكوتاه «short film»، جشنواره فيلمكوتاه «short film festival»، فيلم تجربي «Expenmental film» و ... در اينترنت و بررسي تعداد خروجيهاي منتج از آن، نشان از جايگاه ويژه، مهم و حرفهاي فيلمسازي كوتاه و تجربي در جهان دارد)
در سالهاي اخير، سينماي كوتاه حرفهاي، بعدي از صنعت فيلمسازي جهان در قالبهايي چون داستاني، مستند و انيميشن و آثاري با موضوعات جدي – مفهومي و عميق را در برگرفته است. سينماي كوتاه حرفهاي در قرن بيست و يك با ساختار كاملاً صنعتي و حرفهاي، از سينماي آموزشي – آماتوري كه در جهان از آن به عنوان سينماي دانشگاهي ياد ميشود، متمايز شده است.
در سينماي آماتوري و دانشگاهي فيلمسازان و دانشجويان با مقوله زبان بصري، شيوه روايت و تجربه عملي زبان تصويري آشنا ميشوند و با استفاده از امكانات نهچندان پشرفته سينمايي و عوامل محدود، به ساخت فيلمكوتاه و تجربه عملي زبان سينما ميپردازند. اما در سينماي كوتاه حرفهاي جهان، سختافزار و ابزار توليد در اين نوع مقوله فيلمسازي، منطبق با ابزار و تجهيزات سينماي بلند است و تركيب عوامل نيز به همان ترتيب است. از طرفي مضامين در سينماي كوتاه و تجربي، عميق و فضاي ذهني كارگردان جهت پرداختن به موضوعات، وسيعتر از عرصه سينماي بلند است.
برخي از كارشناسان و تئوريپردازان سينما، سينماي كوتاه حرفهاي را سينماي انديشه و تفكر دانسته و از سينماي بلند و تجاري امروزي متمايز ميدانند و عدهاي نيز اين مقوله فيلمسازي را بستري جهت راه يافتن به سينماي بلند عنوان ميكنند. فيلمكوتاه حرفهاي، نمونهاي از سينماست كه از برخي جهات با نوع تعريف سينماي بلند حرفهاي متفاوت است.
در آثار كوتاه و تجربي، جسارت و صداقت بيان فيلمساز، در فريم فريم فيلمكوتاه حضور پر رنگ يافته و خودي نشان ميدهد. در اين نوع فيلمسازي، قوانين دستوپاگير دنياي سينماي بلند حاكم نيست و دغدغههاي مالي همانند سينماگران بلند بر فيلمسازان كوتاه مستولي نميشود و به همين علت، آنان تجربههاي حسي بيواسطهاي داشته و سعي نميكنند تا آثار خود را به ويتريني از زيباييهاي كاذب، تبليغات، سكس و خشونت تبديل كنند.
شايد يكي ديگر از وجوه افتراق ميان سينماگران بلند و فيلمسازان كوتاه را بتوان تمايز ميان نوع نگاه و زاويه ديد متفاوت صاحبان آثار كوتاه نسبت به مقولات هستي و دنياي پيراموني در كليه شئونات برشمرد. دغدغه اصلي فيلمسازان كوتاه، پيام و سخني است كه براي بيان و انتقال آن به مخاطبان دارند و يا چالشي است كه براي شكل دادن يك تجربه جديد و نوين با آن مواجه هستند.
پرداخت تصويري يا فيلمنامهاي در آثار فيلمكوتاه، تفاوت شگرفي با توليدات سينمايي و تلويزيوني دارد. ايجاز، ايهام و تجربه در آثار كوتاه تجربي حرف اول و آخر را ميزند. همه چيز در اين نوع سينما به اختصار، اما با قدرت جامع و مانع بيان ميشود و در همين موجزگويي، چند لايه بودن مفاهيم غني مورد نظر قرار ميگيرد. فيلمهاي كوتاه، معمولاً داراي لايههاي چندگانهاي هستند كه هر كدام از اين لايهها مفاهيمي را در راستاي مفهوم كلي اثر بيان ميدارند.
با توجه به زمان اندك در ساخت آثار كوتاه، همين ايجاز و ايهام در بيان تصويري، موجب ايجاد فشردگي در زمان شده و به همين علت ظرف زماني در آثار كوتاه، از اهميتي دو چندان برخوردار ميشود.
در فيلمسازي كوتاه، اصل كلي بر آن است كه در حداقل زمان ممكن، به بهترين و رساترين شيوه، قصه را تعريف نمايند. در فيلمنامههاي آثار كوتاه برخلاف فيلمنامههاي بلندِ مبتني بر ساختارهاي سه پردهاي، فيلمساز در اندك زماني، تماشاگران را با موقعيت دراماتيك، فضا و شخصيتها آشنا ميسازد چرا كه شكل پرداخت در فيلمهاي كوتاه به گونهاي است كه ميتوان در دقايق اوليه، خطوط داستاني اثر را درك نمود. اما از طرفي فيلمكوتاه معمولاً توأم با تعليق است و تماشاگر در يك كنش و كشش دراماتيكي، با خط اصلي فيلم همراه شده و براي پي بردن به راز نامشكوف و قصد و غرض فيلمساز بايد تا پايان داستان فيلمكوتاه را دنبال نمايد.
در ساخت يك فيلمكوتاه، داستانكها، تمها و شخصيتهاي فرعي آنچنان مورد استفاده قرار نميگيرد، در صورتيكه اين جزئيات معمولاً در آثار بلند سينمايي، جزء لاينفك سير داستاني فيلم هستند. به عبارت ديگر ميتوان گفت در يك فيلمكوتاه، هيچ چيز زائدي حضور ندارد و هر فريم براي يك كاركرد و يا ايجاد يك مفهوم و حس در كنار ساير فريمهاي فيلمكوتاه، قرار گرفته است. شايد به تعبيري بتوان گفت اجزاي تشكيل دهندة مفهوم كوتاه، همانند آجرهاي ساختماني هستند كه در صورت برداشتن آجري از آن، احتمال آوار يا فرو ريختن كل ساختمان و اثر بسيار بالاست.
به علت زمان اندك و محدود آثار كوتاه، فيلمساز در اين نوع سينما سعي ميكند، جريان فيلم را بيشتر در مدار تم اصلي اثر چرخانده و جزء كوچكي را براي ارائه برگزيند. در ساختار فيلمكوتاه، آنچه بيش از همه حضور دارد، اعطاي نقش مفهومي به همه عناصر است. معمولاً در آثار كوتاه و تجربي، فيلمساز به لحاظ يافتن زواياي ديد جديد و خلاقانه و همچنين دقت و وسواسي كه براي توليد فيلم دارد، تجربة به كارگيري مفهومي عناصر پيراموني را بسيار به كار ميبرد و اغلب در جاي جاي فيلمكوتاه، ردپايي از تجربه و جسارت در به كارگيري طراحي صحنه، رنگ، نور و ... ديده ميشود.
فيلمساز فيلمكوتاه و همچنين نويسندگان فيلمنامههاي كوتاه، معمولاً نقطه پاياني فيلم را بسيار غافلگيركننده طرحريزي ميكنند، به گونهاي كه مخاطبان در نقطه اوج روايت، با لحظهاي تأملبرانگيز مواجه ميشوند. حال هر چقدر اين لحظه با پيش فرضهاي مخاطبان متفاوت باشد، تاثير شديدتر خواهد بود. غالب فيلمسازان باهوش، سعي ميكنند تا نوعي از تعليق و انتظار را طرحريزي و خلق نمايند كه تماشاگر، كمترين نشانهاي براي اين پايان باشكوه به دست نياورد.
فيلمسازان كوتاه هر چند در مباحث مالي، پشتيباني، اكران و توزيع، امكاناتِ پيش رويِ فيلمسازان بلند را ندارند، اما امروزه با پديد آمدن مقوله فيلمسازي كوتاه حرفهاي در جهان و ارتقاء نقش و جايگاه آثار كوتاه در شئونات مختلف فرهنگي و هنري، تا حدودي اين مشكلات برطرف شده است.
دولتها و دستاندركاران سينمايي در جوامع مختلف و به خصوص در اروپا، به شدت از فيلمسازان كوتاه و توليد آثار كوتاه و تجربي حمايت ميكنند. همچنين شبكهها و فرستندههاي تلويزيوني نيز با توجه به خصوصيات بالفعل فيلمكوتاه و اقبال مخاطبان به تماشاي اينگونه آثار، در حال اختصاص دادن برنامههاي ويژهاي جهت پخش و اكران جهاني آثار كوتاه حرفهاي و تجربي هستند.
فيلمسازان كوتاه نيز به مدد انقلاب ديجيتال و تجهيزات پيشرفته رايانهاي، گامهاي نويني را در شيوه روايت و بيان تصويري ميپيمايند كه نشان از آيندة روشن براي اين مقوله سينمايي و در نهايت سينماي جهان است.
همه ساله بسياري از جشنوارههاي معتبر سينماي جهان (كن، اسكار، برلين و ...) در حالت خاص و عام، در بخشهاي ويژه خود ميزبان آثار سينماي كوتاه و تجربي هستند و در مقابل، هر سال نيز تعدادي از جشنوارههاي موضوعي ويژه براي فيلمسازي كوتاه تجربي در كشورهاي مختلف جهان برپا ميشود.
از طرفي ديگر جشنوارههاي معتبر با قدمت طولاني فيلمكوتاه (كلرمونت، تامپره، اوبرهاوزن، اينزه و ...) كه برگزيدگان آنها در زمره كانديداهاي جوايز اسكار نيز جاي ميگيرند، همه ساله ويتريني از فيلمهاي كوتاه و تجربي با مضامين اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي با رويكردهايي متفاوت را كه چالشهاي منطقهاي و جهاني بشر امروز را با زبان جهاني تصوير براي مخاطبان بيان ميدارند را به نمايش ميگذارند كه در اين راه نيز توانستهاند مخاطبان بسياري را در كشورهاي مختلف جذب نمايند.
صاحبنظران عرصه سينما و تصوير بر اين باورند كه سينماي كوتاه حرفهاي با گستره وسيع، مضامين عميق و پشتوانه تحقيق و پژوهش، پنجرهاي از سينماي ملل، براي ايجاد تفكر و كنكاش در لايههاي مختلف موضوعي از اجتماع گرفته تا بطن تاريخ و فرهنگ جوامع ميباشد.
لذا در هزاره سوم سرمايهگذاري و برنامهريزي مناسب دولتمردان و دستاندركاران سينما در مقوله سينماي كوتاه و تجربي، از اهميت ويژهاي برخوردار است. در ايران با استقرار دولت جديد و شفاف شدن سازوكار فرهنگي كشور، جريان فيلمسازي كوتاه، آماتوري و تجربي نيز به تبعيت از شرايط حاكم وارد مرحله جديدي شد و با بازنگري صورت گرفته در سياست سينمايي كشور، سرانجام تفكيك دو مركز «انجمن سينماي جوانان ايران» و «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» بعد از گذشت نزديك به سه سال، صورت پذيرفت. هر چند هنوز براي ارزيابي موفقيت يا عدم موفقيت اين دو مركز سينماي كوتاه و تجربي، زمان نياز است، وليكن تفكيك نهادهاي حامي در حوزه سينماي كوتاه و تجربي، به عنوان ايدهاي براي نظاممند كردن توليدات آماتوري و حرفهاي فيلمكوتاه و همچنين نهادينه كردن آموزش، توليد و عرضه فيلمكوتاه و تجربي، شايسته تقدير است.
«مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» و «انجمن سينماي جوانان ايران» به عنوان متوليان حوزه فيلمكوتاه حرفهاي و آماتور، دورهاي جديد از فعاليت را با مرزهاي مشخص و تعاريف تخصصي آغاز كرده و در راه طي نمودن مسير حمايت و هدايت منطقي از اين ظرفيت عظيم كه آينده صنعت سينماي كشور را رقم ميزند، گام برميدارند. در ايران، بنا بر اعلام مراجع رسمي، بيش از 2000 فيلمساز كوتاه و تجربي شناخته شده مشغول به فعاليت هستند كه اگر به طور متوسط هر فيلمساز در سال تنها يك فيلمكوتاه توليد نمايد، سرانه توليد فيلمكوتاه و تجربي در ايران بالغ بر بيش از 2000 فيلم خواهد بود كه اين حجم از توليدات سالانه آثار سينماي كوتاه و تجربي، ايران را در رده سه كشور نخست ساخت آثار كوتاه در جهان قرار ميدهد.
از ميان اين حجم از آثار، به طور تقريبي يك سوم آن به توليدات آثار حرفهاي سينماي كوتاه اختصاص دارد كه معمولاً اين دست از فيلمها توسط شبكههاي تلويزيوني داخلي (به صورت بسيار محدود) و شبكههاي تلويزيوني خارجي خريداري ميشوند.
شايسته است تا مديريت فرهنگي با ايجاد راهكارهاي حضور و هدايت توليد فيلمكوتاه به مجاري مطمئن و فراهم نمودن شرايط مناسب جهت توليد، توزيع، بازاريابي و اكران داخلي و خارجي آثار كوتاه، اين ظرفيت و پتانسيل بالقوه جريانساز سينماي كشور را گام به گام به سمت بالفعل شدن هدايت نمايند. فيلمسازان جوان و باتجربه با يكديگر و در كنار هم خواهند توانست تا مقوله فيلمسازي كوتاه و تجربي را با انتخاب مضامين و بهرهگيري مناسب از امكانات و با پشتوانه مالي و معنوي نهادهاي مسئول، بالنده نموده و اين بخش از سينما را همچون سينماي بلند ايران، پرآوازه و بازارهاي منطقهاي و بينالمللي را مجذوب خود نمايند.
و در نهايت از ياد نبريم كه فيلمسازي كوتاه و تجربي پتانسيل لازم و بالقوه بخشي از سينماي ايران است كه ميتواند موجبات گفتمان جهاني با فرهنگ غني ايراني ـ اسلامي ما را فراهم آورد و احياگر سينماي ملي و بهانه توليدآثار فاخر تحقيقي ـ پژوهشي سينما در ابعاد مختلف باشد.
|